خرید بک لینک
پدر  پسر روح القدس   غرب   غروب     غربت   غافل من از توحیرت در بزمگاه عزت هم شعله با مروت.   غم   غصه   غریبی     غش  با سلاح غیبی آشفته است حبیبی ازفرط خود فریبی   غبن   غفلت   غریزه    غفران ، عیش وانگیزه. در خلوت وپاکیزه  ، عاشق  کش وستیزه   غبار   غرور   غیرت       غوغا شده شاه  سوار اومده. با شادی و حرارت  از کار زار اومده   همپای باران عشق تا لاله زار اومده همراه با ترانه  ببین بهار اومده . از وصف شور وشادی  غنچه به بار اومده صبا به دیدن تو به انفجار اومده. پشت سرت رو نگاه ببین که یار اومده به شوق وصل  باتو  زار ونزار اومده  برای دیدن تو با افتخار اومده.     26/12/1393 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: چهارشنبه 18 خرداد 1401 ساعت: 7:41

من در همین پنجره معصومیت آدم را گریه کردمدیوانگی های دیگران را دیوانه شدم در همین پنجره گله به چراغ برده اماز دیوار راست بالا رفتمبه معجزه ی کودکی با قورباغه ای در جیبمحراج کردم یکجا همه ی رازهایم را.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 9:54

بگذشت مه روزه ، عيد آمد و عيد آمد بگذشت شب هجران، معشوق پديد آمد آن صبح چو صادق شد، عذراي تو وامق شد معشوق توعاشق شد، شيخ تو مريد آمد شد جنگ و نظر آمد، شد زهر و شکر آمدشد سنگ و گهر آمد، شد قادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 9:54

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشـد در دام مانده صید و صیاد رفته باشد آه از دمی که تنها با داغ او چـو لاله ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 9:54

سه گانی های تثلیث پدر پسر روح القدس خانه دور است ونزدیک. سردی غربت استخوانم را درید ونغمه ی دردم را برید. دریا رود چشمه خانه دور است ونزدیک.جوششی سبزدرون اقیانوس تمنایم را ملتهب می کند کوه تپه سنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 9:54

در دیـده به جای خواب ، آب است مرا زیـرا کـه بـه دیــدنـت شـتـاب است مرا گویند که بخـواب ، تـا که به خـوابش بینی ای بی خبران چه وقت خواب است مرا ای لـالـه ، تــو هــمـرنـگ رخ یــار مـنی ای غــنـچـه تـو چـون دهــان دلـدار منی ای ماهم اگـر مثـل شـکر ، خـنده کنی گــویــم کـه نــگـار شــهـر و گــلـزار منی بـلبل به سـرچـشمه ، چه کـار آمده ای؟ یـا تـشنـه شـدی یـا بـه شـکـار آمده ای نی تشنه شدی ، نی به شکار آمده ای دیـــوانــه شــدی ، دیـــدن یـــار آمده ای!یا مولا دلم تنگ اومده شیشه دلم آی خدا زیر سنگ اومده نوشته شده توسط حامی در | لینک ثابت • ادامه مطلب

برچسب: ازاین,شعر,بدم,میاد, نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:26

یکــــــــــــــ دقیقه سکوتــــــــــــ ! بخــاطـــــــــــرِ تمــامِ آرزوهایــــی کــه در حـــدِ یکـــــ فکـــر مانـــدنــد!!! بخاطـــــرِ شبـــــــ هایـــی که با انـــدوه سپری كـــردم ... بخاطـــرِ قلبـــی که زیر پای کسانی که دوستشان داشتم لِه شــــد!... به خاطــــرِ چشمانـــی که همیشه بارانی ماند!!! یكــــــــــــــ دقیقــه سكوتـــــــــــ ! به احترامِ کسانی که شـادی خــود را ... با ناراحتــــــ کردنمان به دست آوردنــد!!! بخاطرِ صداقتـــــــ که این روز هــا وجودش فراموش شده استــــــ... بخاطـــرِ محبّتــــ که بیشتر از همه مورد خیانت واقع گردیـــد!!! یکـــــــــــــــــ دقیقه سکوتـــــــــــادامه مطلب

برچسب: سکوت, نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:26

میلاد حضرت رسول اکرم(ص)(53 سال قبل از هجرت) و روز اخلاق و مهرورزی ـ میلاد امام جعفر صادق(ع) مؤسس مذهب جعفری(83 ﻫ. ق) ، بنای مسجدالنبی در مدینه پیامبر اسلام حضرت محمد(ص ) فرمودند: _ هرکه امامت علی (ع) را پس از من منکر شود چون کسی باشد که در زندگیم پیغمبری مرا انکار نموده و هرکه پیغمبری مرا منکر باشد چون منکر ربوبیت پروردگار است. امالی صدوق صفحه 656 هرکس نزد عالمی نشیند جز آنکه خدای عزوجل به سوی او ندا کند نزد حبیب من نشستی به عزت و جلالم سوگند تو را با او ساکن بهشت نمایم و باکی از این کار ندارم. امالی صدوق صفحه 37 _ هرکس مومنی را بیازارد پس بی گمان مرا اذیت کرده و هرکس مرا برنجاند گویا ادامه مطلب

برچسب: میلاد,حضرت,رسول,اکرمص,روز,اخلاق,مهرورزی,میلاد,امام,جعفر,صادقع,گرامی,باد, نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:26

از صداى سخن عشق، ندیدم خوشتر یادگارى که در این گنبد دوار بماندای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری برحذر باش که سر می شکند دیوارش. گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید می مخور با همه کس، تا نخورم خون جگر زلف بر باد مده، تا ندهی بر بادم شیوه و ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح چشم و ابروی تو زیبا قد و بالای تو خوش گفته بودی که: شوم مست و دو بوست بدهم وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم طره را تاب مده تا ندهی بربادم در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آنست که مجنون باشی گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر آن مهر بر که افکنم آن دادامه مطلب

برچسب: حافظا, نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:26

به آنان که با قلم تمامی درد را

به چشم جهانیان پدیدار میکنند

برچسب: بهاران,خجسته,باد, نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:26

گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشودگاهي نميشود که نميشود که نميشودگاهي بساط عيش خودش جور ميشودگاهي دگر تهيه بدستور ميشودگه جور ميشود خود آن بي مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور ميشودگاهي هزار دوره دعا بي اجابت استگاهي نگفته قرعه به نام تو ميشودگاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيستگاهي تمام شهر گداي تو ميشودگاهي براي خنده دلم تنگ ميشودگاهي دلم تراشه اي از سنگ ميشودگاهي تمام آبي اين آسمان مايکباره تيره گشته و بي رنگ ميشودگاهي نفس به تيزي شمشير ميشوداز هرچه زندگيست دلت سير ميشودگويي به خواب بود جواني مان گذشتگاهي چه زود فرصتمان دير ميشودکاري ندارم کجايي چه ميکنيبي عشق سر مکن که دلت پير ميشود قیصر امین پور ادامه مطلب

برچسب: گاهی, نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:26

دوشنبه پنجم تیر ۱۳۹۶ از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند هر چه آفاق بجویند کران تا به کران میروم تا که به صاحبنظری بازرسم محرم ما نبود دیده کوته نظران دل چون آینه اهل صفا می شکنند که ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبران دل من دار که در زلف شکن در شکنت یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران گل این باغ به جز حسرت و داغم نفزود لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران ره بیداد گران بخت من آموخت ترا ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران ادامه مطلب

برچسب: دگران, نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:26

ای حیدر شهسوار! وقت مددست
ای زبده هشت و چار! وقت مددست
من عاجزم از جهان و دشمن بسیار
ای صاحب ذوالفقار! وقت مددست

ابوسعید ابوالخیر

برچسب: یاعلی,یاعلی مدد,یاعلی بگو,یا علی گفتن, ای,یاعلی اصغر,یاعلی و یا عظیم,یاعلی مولا,یا علی بگو حامد زمانی,یاعلی اکبر,یاعلی بن موسی الرضا, نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 7:47

جهنم جایی است که دیگر هیچکس به حل مشکلات اعتقاد ندارد

- و بالاخره جهنم جائی است که دلخوشی هایمان کنارمان نباشند یا دراسارت و عسرت باشند.

برچسب: جهنم,جهنم وبئس المصير,جهنم دره,جهنمية,جهنم في الهند,جهنم کجاست,جهنم و بهشت,جهنم ویکی پدیا,جهنم چگونه است,جهنم چگونه جایی است, نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 5:25

بهشت :

جائی است که درکنار دلخوشی هایمان از تلخی ومرارت و سوگند خبری نباشد

و درخت تبسم و شادابی درآن شکوفا باشد ومیوه ی محبت ولذت درآن ببار بنشیند...

برچسب: بهشت زهرا,بهشت,بهشتی,بهشت گمشده,بهشت زهرای تهران,بهشت و جهنم,بهشت شداد,بهشت به انگلیسی,بهشت بودایی,بهشت مادران, نویسنده: هستی پاکدل تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 5:25

صفحه بندی